رقابت چین و آمریکا؛ آیا جنگ جهانی سوم از راه رسیده است؟

تابستان ۱۹۱۴ بود. سیاستمداران فکر می‌کردند برای شروع یک جنگ فیزیکی بیش از حد باهوش‌اند. چمدان‌هایشان را بستند و با خیال راحت به تعطیلات تابستانی رفتند. هیچ‌کس باور نمی‌کرد ترور یک آدم درجه‌دو در یک شهر حاشیه‌ای، دنیا را به آتش بکشد. چند هفته بعد، جنازه ۲۰ میلیون نفر روی زمین افتاده بود.

ما امروز دقیقا در همان اتمسفر نفس می‌کشیم. اضطراب سنگین یک آینده نامعلوم، مثل یک بختک روی سینه‌مان افتاده است. رقابت چین و آمریکا به نقطه‌ای رسیده که دیگر کسی نمی‌تواند با قطعیت بگوید فردا صبح که بیدار می‌شویم، دنیا همان شکل قبلی را دارد یا نه. ما در میانه یک فاجعه بزرگ ایستاده‌ایم که هنوز ابعادش را نمی‌دانیم. صدای خرد شدن استخوان‌های یک نظم قدیمی به گوش می‌رسد و چیزی که دارد جایگزینش می‌شود، به شدت ترسناک است.

جغرافیا؛ دو اقیانوس آرامش در برابر ۱۴ مرز پر از مین

جغرافیا سرنوشت محتوم شما نیست، اما قطعا قوانین بازی را دیکته می‌کند. نقشه آمریکا را نگاه کنید. یک قاره پهناور که بین دو دیوار آبی غول‌پیکر (اقیانوس‌های اطلس و آرام) سنگر گرفته است. دو همسایه بی‌دردسر در شمال و جنوب دارد که روی هم رفته هیچ تهدیدی محسوب نمی‌شوند. این یعنی آمریکا از همان روز اول تاسیس، امنیت سرزمینی داشت. می‌توانست بدون ترس از بمباران شهرهایش، ارتشش را بردارد و در هر سوراخی از این کره خاکی دخالت کند.

اما روی دیگر کره زمین، اوضاع یک کابوس تمام‌عیار است.

تاثیر جغرافیا در رقابت چین و آمریک

چین ۱۴ همسایه خاکی دارد. از روسیه و هندِ اتمی گرفته تا ویتنام و افغانستان. چین نمی‌تواند مثل آمریکا با خیال راحت پاهایش را روی میز بگذارد. باید چهارچشمی مراقب مرزهایش باشد. قدرت چین مثل موج است؛ هرچه از مرکز دورتر می‌شود، ضعیف‌تر می‌شود. برای همین است که دریای جنوبی چین برایشان حکم مرگ و زندگی را دارد. جایی که اگر نتوانند کنترلش کنند، گلویشان برای همیشه در دستان نیروی دریایی آمریکا گیر می‌افتد.

 

حافظه تاریخی؛ از توهمِ ناجی بودن تا زخمِ یک قرن تحقیر

برای فهمیدن رفتار امروز این دو غول، باید به قصه‌هایی که شب‌ها برای خودشان تعریف می‌کنند گوش دهیم.

آمریکا تاریخی کوتاه اما پر از توهم شکوه دارد. از همان روز اول معتقد بودند که حاملان نور و تمدن‌اند. مانیفست سرنوشت (Manifest Destiny) به آن‌ها می‌گفت باید به سمت غرب بروید، بومی‌ها را بکشید، زمین‌ها را بگیرید و دنیا را خوشبخت کنید! حافظه تاریخی آمریکا می‌گوید: «ما قدرتمندیم و برای اینکه قدرتمند بمانیم، هیچ‌کس دیگری، در هیچ‌کجای دنیا، حق ندارد حتی در حیاط خلوت خودش به قدرت اول تبدیل شود.»

حالا به پکن بروید. چینی‌ها برای هزاران سال خودشان را مرکز جهان (Zhongguo) می‌دانستند. تا سال ۱۸۶۱ اصلا چیزی به اسم وزارت خارجه نداشتند! با خودشان می‌گفتند ما مرکز دنیاییم، بقیه باید بیایند به ما خراج بدهند، وزارت خارجه برای چه؟ اما ناگهان قرن نوزدهم از راه رسید. بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و از همه بدتر ژاپن، مثل کفتار روی سر چین خراب شدند. کشور را تکه‌پاره کردند، بنادر را گرفتند و جنگ‌های تریاک را به آن‌ها تحمیل کردند. چینی‌ها به این دوران می‌گویند «قرن تحقیر». این زخم هنوز باز است. چین امروز قدرتمند نمی‌شود که دنیا را نجات دهد؛ قدرتمند می‌شود تا دیگر هیچ‌وقت، هیچ‌کس نتواند تحقیرش کند. و تقابل این دو نگاه، مثل برخورد دو قطار با سرعت سرسام‌آور در یک تونل تاریک است.

ساختن تله؛ شبکه در برابر ائتلاف

هر قدرت بزرگی برای تبدیل شدن به ابرقدرت، به یک «لحظه طلایی» نیاز دارد. لحظه‌ای که بقیه روی زمین افتاده‌اند و تو تنها کسی هستی که روی پاهایت ایستاده‌ای. برای آمریکا این لحظه، پایان جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵) بود. اروپا و ژاپن با خاک یکسان شده بودند و آمریکا با کارخانه‌های دست‌نخورده‌اش، تبدیل به کارخانه جهان شد. آن‌ها نهادهایی مثل ناتو (NATO)، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول را ساختند. قوانین بازی را نوشتند و نظم نوین جهانی را شکل دادند. مدل آمریکا چه بود؟ ساختن ائتلاف. همه باید امضا می‌دادند و زیر بلیت قوانین مشترک می‌رفتند.

اما لحظه طلایی چین کی فرا رسید؟ بحران مالی ۲۰۰۸. وقتی کمر اقتصاد غرب زیر بار ورشکستگی بانک‌ها شکست، چین موتور سرمایه‌گذاری را روشن کرد. مدل چینی اما ائتلاف‌سازی نبود؛ آن‌ها شروع به بافتن یک «شبکه» کردند.

شبکه‌سازی اقتصادی در رقابت چین و آمریکا

چین رفت سراغ آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین. گفت بندر می‌خواهید؟ می‌سازم. قطار می‌خواهید؟ می‌کشم. کاری هم به دموکراسی و حقوق بشر شما ندارم. پروژه عظیم کمربند و جاده (BRI) این‌گونه شکل گرفت. چین کشورها را با هم متحد نکرد، بلکه تک‌تک آن‌ها را با کابل‌های نامرئیِ اقتصاد به خودش وصل کرد. وقتی پاکستان، یونان و آرژانتین برای زیرساخت‌هایشان به شما وابسته شوند، دیگر نیازی نیست ارتش پیاده کنید؛ آن‌ها خودشان در سازمان ملل به نفع شما دست بالا می‌برند.

جنگ تراشه‌ها در دل تله توسیدید: آیا در رقابت چین و آمریکا خون ریخته می‌شود؟

گراهام آلیسون، استاد دانشگاه هاروارد، مفهومی دارد به نام «تله توسیدید». او می‌گوید وقتی یک قدرت نوظهور (مثل آتن یا چین) بالا می‌آید و قدرت مستقر (مثل اسپارتا یا آمریکا) را می‌ترساند، جنگ تقریبا اجتناب‌ناپذیر است. در ۱۶ مورد تاریخی ۵۰۰ سال گذشته، ۱۲ مورد به جنگ خونین ختم شده است.

ما الان دقیقا وسط این تله دست و پا می‌زنیم. اما این بار گلوله‌ای شلیک نمی‌شود؛ جنگ در کدهای برنامه‌نویسی، الگوریتم‌های تیک‌تاک و زنجیره تامین باتری‌های لیتیومی جریان دارد. آمریکا روی ماشین‌های برقی چین ۱۰۰ درصد تعرفه می‌بندد، نهادهای آمریکایی اپلیکیشن تیک‌تاک را تهدید ملی می‌خوانند و در خطرناک‌ترین جبهه، یعنی «جنگ تراشه‌ها»، آمریکا فروش چیپ‌های پیشرفته انویدیا (Nvidia) را به چین ممنوع می‌کند.

نقش جنگ تراشه‌ها در رقابت چین و آمریکا

چرا؟ چون کسی که هوش مصنوعی آینده را کنترل کند، دنیا را کنترل خواهد کرد. اما این تحریم‌ها، چین را فلج نکرد، بلکه آن‌ها را مجبور کرد به تاریک‌خانه بروند و تراشه‌های خودشان را بسازند. حالا آمریکا دیگر حتی نمی‌داند چین از نظر تکنولوژی دقیقا در چه نقطه‌ای ایستاده است؛ یک نقطه کورِ وحشتناک.

ما در حال تجربه یک جنگ سرد جدید هستیم. جنگی که دیگر بر سر ایدئولوژی کمونیسم و سرمایه‌داری نیست؛ بر سر این است که چه کسی زیرساخت، انرژی و داده‌های جهان را در مشت خود نگه می‌دارد.

دنیا به سمت دوقطبی شدن می‌رود یا یک آنارشیِ بدون مرز؟ وقتی دو ابرقدرت با دو روایت کاملا متضاد از تاریخ روی یک کره خاکی گیر افتاده‌اند، آیا می‌توانند بدون نابود کردن یکدیگر به بقا ادامه دهند؟ شما چه فکر می‌کنید؟ آیا جهان ما گنجایش دو پادشاه در یک اقلیم را دارد یا باید منتظر یک انفجار بزرگ باشیم؟

آن را انتخاب کنید و Ctrl + Enter را فشار دهید.

1 Votes: 1 Upvotes, 0 Downvotes (1 Points)

نظر بدهید

آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهی برای نمایش وجود ندارد.
نظرات
    ما را دنبال کنید
    • فیس بوک
    • شبکه اجتماعی ایکس
    • اینستاگرام
    • واتساپ
    • تلگرام
    دسته بندی ها
    بارگذاری مقاله بعدی...
    در حال بارگذاری

    ورود در 3 ثانیه...

    ثبت‌نام در 3 ثانیه...

    همه فیلدها الزامی هستند.