تصور کنید صبح از خواب بیدار میشوید و میفهمید که نام و تصویرتان در لیست سیاه تمام نهادهای امنیتی جهان قرار گرفته است. روی سرتان میلیونها دلار جایزه گذاشتهاند و
زندگینامه دیکتاتورها، مخترعین، سلبریتیها و فایترهای مسابقات رزمی.
تصور کنید صبح از خواب بیدار میشوید و میفهمید که نام و تصویرتان در لیست سیاه تمام نهادهای امنیتی جهان قرار گرفته است. روی سرتان میلیونها دلار جایزه گذاشتهاند و
تصور کنید در میدانی مبارزه میکنید که در آن هیچ قانونی وجود ندارد؛ یا باید رقبا را بیرحمانه از صحنه روزگار محو کنید، یا خودتان زیر چرخدندههای بیرحم تجارت له
تصور کنید جزیرهای اختصاصی در گوشهای از دنیا وجود دارد که ثروتمندترین و قدرتمندترین مردان جهان، نه برای استراحت، بلکه برای تاریکترین و کثیفترین تفریحات ممکن به آنجا سفر میکنند.
دست راستش را بالا میبرد و با صدایی رسا سوگند یاد میکند که از قانون اساسی ایالات متحده در برابر تمامی دشمنان داخلی و خارجی دفاع کند. این تصویر مردی
سال ۲۰۱۸ است. در بحبوحه یک رسوایی بزرگ و در حالی که سایه تحقیقات سنگین روی دولت سنگینی میکند، رئیسجمهور در اتاق بیضی کاخ سفید به صندلیاش تکیه میدهد و
۲۵ ژوئن ۱۹۹۹ است. در مرکز پزشکی لانگ آیلند، یکی از ثروتمندترین غولهای املاک و مستغلات نیویورک در سن ۹۳ سالگی چشم از جهان فرومیبندد. تنها چند ساعت پس از
روزی روزگاری در خیابانهای نیویورک، پسری بزرگ شد که یک قانون نانوشته اما حیاتی را سرلوحه زندگیاش قرار داد: «هر کاری لازم است انجام بده، هر چه لازم است بگو،
پادشاه چشمهایش را باز میکند و دنیا برای خدمتگزاری به تکاپو میافتد. دهها دست با ریتمی بینقص حرکت میکنند تا او را لایهلایه مثل یک کیک مجلل تزئین کنند. پارچههای
صدای نفسهای سنگین. بوی تند خاک و چمن. ۲۷ می ۱۹۹۵ است. یک اسب دوازده ساله به نام «باک» با سرعت به سمت مانع میدود، اما در آخرین صدمِ ثانیه،