آژیرهای خطر به صدا درآمدهاند. جنگی که ۸ سال به طول انجامید و جان صدها هزار نفر را گرفت، تنها یک درگیری ساده نظامی نبود. وقتی صحبت از جنگ ایران
آژیرهای خطر به صدا درآمدهاند. جنگی که ۸ سال به طول انجامید و جان صدها هزار نفر را گرفت، تنها یک درگیری ساده نظامی نبود. وقتی صحبت از جنگ ایران
ماجرای سقوط رضاشاه و اشغال ایران، روایتی دو خطی است که بارها به گوشمان خورده است: «در جریان جنگ جهانی دوم، آلمان با انگلیس درگیر بود. رضاشاه به هیتلر گرایش
روزی روزگاری در خیابانهای نیویورک، پسری بزرگ شد که یک قانون نانوشته اما حیاتی را سرلوحه زندگیاش قرار داد: «هر کاری لازم است انجام بده، هر چه لازم است بگو،
بازار بورس چیست؟ پلی میان امروز و آینده وقتی درباره بورس حرف میزنیم، اغلب تصویر یک تابلوی سبز و قرمز در ذهنمان شکل میگیرد.خرید، فروش، سود، ضرر. اما اگر عمیقتر
تصور کنید سالها میگذرد.دوستانتان جلو میروند، پیشرفت میکنند، خانواده تشکیل میدهند، سفر میروند، مهارت یاد میگیرند…و شما؟ هنوز همانجایی هستید که چند سال پیش بودید. این اتفاق معمولاً ناگهانی نیست.آرام
پادشاه چشمهایش را باز میکند و دنیا برای خدمتگزاری به تکاپو میافتد. دهها دست با ریتمی بینقص حرکت میکنند تا او را لایهلایه مثل یک کیک مجلل تزئین کنند. پارچههای
صدای نفسهای سنگین. بوی تند خاک و چمن. ۲۷ می ۱۹۹۵ است. یک اسب دوازده ساله به نام «باک» با سرعت به سمت مانع میدود، اما در آخرین صدمِ ثانیه،
نصفهشب است. درِ یخچال را باز میکنی و نور سردش میافتد روی صورتت. مغزت فریاد میکشد: «فقط یک تکه شیرینی!» و تو دوباره تسلیم میشوی. صبح روز بعد، با قدمهای
تابستان ۱۹۱۴ بود. سیاستمداران فکر میکردند برای شروع یک جنگ فیزیکی بیش از حد باهوشاند. چمدانهایشان را بستند و با خیال راحت به تعطیلات تابستانی رفتند. هیچکس باور نمیکرد ترور