
انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم، تنها کارخانهها و ماشینآلات را به وجود نیاورد؛ بلکه طبقهای جدید و دستنیافتنی از ثروتمندان را خلق کرد. میلیاردرهایی که ثروتشان مرزهای تخیل را رد میکرد و قدرتی فراتر از دولتها و پادشاهان داشتند. نامهایی مانند هنری فورد و جیپی مورگان در این میان میدرخشیدند، اما یک نام بر همه آنها سایه انداخته بود: جان دی راکفلر، ثروتمندترین انسان تاریخ.
شاید امروز ایلان ماسک را به عنوان ثروتمندترین مرد جهان بشناسیم، اما قدرت پول او هرگز به پای امپراتوری راکفلر نمیرسد. داستان ما در اینجا درباره ثروتاندوزی یک فرد نیست؛ بلکه روایتی تکاندهنده از تولد مافیای داروسازی در جهان است. تجارتی که پایههای آن بر اساس سودآوری از درد و بیماری انسانها بنا شد.

در سال ۱۹۰۰ میلادی، جان دی راکفلر حدود ۹۰ درصد از بازار نفت آمریکا را در مشت خود داشت. این انحصار بینظیر، قدرتی مطلق برای او به ارمغان آورده بود؛ تا جایی که حتی دولت آمریکا نیز برای تامین نیازهای خود به او وابسته بود. اما این ثروت بیحد و حصر، راکفلر را وارد مسیر جدیدی کرد: به دست گرفتن کنترل کامل عرضه و تقاضای دارو در سراسر جهان.
پول کثیف و بیکران راکفلر، سیاستمداران و قانونگذاران بسیاری را به دوستان صمیمی او تبدیل کرده بود. اولین قدم این شبکه قدرتمند، غیرقانونی کردن روشهای درمانی طبیعی بود. آنها قوانینی تصویب کردند که به موجب آن، پزشکان و بیمارستانها مجبور بودند تنها از داروهای شیمیایی و کارخانهای استفاده کنند.
اگر پزشکی این قانون را زیر پا میگذاشت، نه تنها اخراج میشد، بلکه مجوز طبابت او نیز برای همیشه باطل میگشت. این یک دادگاه رسمی بود که حکم میداد، اما دستهای پنهان راکفلر آن را هدایت میکرد.

سال ۱۹۰۱ نقطه عطفی در تاریخ پزشکی بود. جان دی راکفلر، «موسسه تحقیقات پزشکی راکفلر» (دانشگاه راکفلر امروزی) را در نیویورک تاسیس کرد. ظاهر ماجرا بسیار زیبا بود: جذب بهترین دانشمندان جهان برای کشف داروهای جدید و تولید انواع واکسنها و قرصها. اما در باطن، این شروع یک امپراتوری بیرحم بود.
راکفلر مردی به شدت حریص بود که میخواست روی همهچیز، حتی آب شیرین جهان، کنترل داشته باشد. او ۱۰۰ میلیون دلار (معادل حدود ۳ میلیارد دلار امروز) برای جذب دانشمندان از سراسر جهان هزینه کرد. محققانی از اروپا، روسیه، آسیا و استرالیا با وعده درآمدهای نجومی راهی نیویورک شدند.
اما یک شرط بزرگ وجود داشت: هیچ پژوهشی نباید خارج از چارچوبها و منافع موسسه انجام میشد و هیچ اطلاعاتی نباید به بیرون درز میکرد. با توجه به نفوذ عظیم راکفلر، دانشمندان چارهای جز اطاعت نداشتند.

در سال ۱۹۰۹، راکفلر با شخصی به نام «آبراهام فلکسنر» آشنا شد. فلکسنر نه پزشک بود، نه دانشمند و نه مدرک مرتبطی داشت؛ او تنها مالک ثروتمند یک دانشگاه در کنتاکی بود. با این حال، راکفلر او را به عنوان مدیر تعیینکننده خطمشی دانشگاههای پزشکی منصوب کرد!
این حرکت، پازل مافیای داروسازی را تکمیل کرد. حالا راکفلر هم داروسازان را کنترل میکرد، هم پزشکان را و هم محتوایی که دانشجویان پزشکی باید یاد میگرفتند. یک دیکتاتوری مطلق پزشکی شکل گرفته بود که در آن هرگونه سرپیچی، با نابودی کامل اعتبار شغلی فرد همراه بود.

از بیرون، موسسه راکفلر شبیه به یک فرشته نجات به نظر میرسید که در حال تحول سیستم درمان است. اما این تحول کاملاً هدفمند و تجاری بود.
قانون نانوشته این امپراتوری ساده بود: «اگر دارویی یک بیماری را به سرعت و برای همیشه درمان کند، تولید نخواهد شد.»
آنها به دنبال داروهایی بودند که بیمار مجبور باشد تا آخر عمر آنها را مصرف کند. مشتریان مادامالعمر، تضمینکننده جریان بیپایان ثروت بودند. این شبکه پس از تسخیر آمریکا، با کمک ثروتمندان اروپایی، قوانین مشابهی را در سراسر اروپا پیاده کرد و درمانهای طبیعی را به حاشیه راند.

با گذشت زمان و روی کار آمدن جان دی راکفلر دوم، این امپراتوری وارد تاریکترین دوران خود شد. در سال ۱۹۲۵، بنیاد راکفلر سرمایهگذاری عظیمی در شرکت آلمانی «ایگ فاربن» (IG Farben) انجام داد. شرکتی که مالک کمپانی داروسازی «بایر» (Bayer) بود.
ایگ فاربن کارنامه سیاهی داشت. از تولید هروئین گرفته تا ساخت سلاحهای شیمیایی مرگبار. حتی در طول جنگ ایران و عراق، مواد شیمیایی مرگباری که روی مردم بیگناه آزمایش شد، ریشه در همین کمپانیها داشت.
تلخترین بخش تاریخ، ارتباط سرمایههای راکفلر با جنایتکارانی چون «ژوزف منگله» (فرشته مرگ آشویتس) است. بودجه آزمایشهای هولناک منگله روی انسانها در اردوگاههای کار اجباری را دولت آلمان نمیداد، بلکه شرکت بایر (زیرمجموعه ایگ فاربن) تامین میکرد.
پس از پایان جنگ، جنایتکارانی مانند منگله و دانشمندان «واحد ۷۳۱» ژاپن، به سادگی فرار کردند و هرگز مجازات نشدند. چرا؟ چون نتایج آزمایشهای خونین و غیرانسانی خود را در اختیار برندگان جنگ و امپراتوریهای داروسازی قرار دادند.
| سوال | پاسخ |
|---|---|
| جان دی راکفلر چگونه وارد صنعت پزشکی شد؟ | او با استفاده از ثروت عظیم خود از صنعت نفت، موسسات پزشکی را تاسیس کرد و با نفوذ در دولت، استفاده از درمانهای طبیعی را محدود و داروهای شیمیایی کارخانهای را جایگزین کرد. |
| هدف اصلی شکلگیری مافیای داروسازی چیست؟ | تمرکز بر تولید داروهایی که بیماریها را مدیریت (نه درمان قطعی) کنند، تا بیماران به مصرفکنندگان مادامالعمر تبدیل شده و سودآوری شرکتها تضمین شود. |
| ارتباط راکفلر با شرکت بایر و ایگ فاربن چه بود؟ | خانواده راکفلر یکی از بزرگترین سرمایهگذاران شرکت ایگ فاربن (مالک بایر) بودند؛ شرکتی که متهم به تامین مالی آزمایشهای غیرانسانی در طول جنگ جهانی دوم است. |
سخن پایانی
تبدیل شدن سلامت انسانها به یک تجارت پرسود، یکی از تلخترین واقعیتهای تاریخ مدرن است. مافیای داروسازی با قدرتی که از ثروت بینهایت سرچشمه میگیرد، سالهاست که مسیر پزشکی را به نفع سهامداران خود تغییر داده است. همانطور که در یک ضربالمثل قدیمی آمده: «چه سودی دارد که انسان تمام دنیا را به دست آورد، اما روح خود را از دست بدهد؟»
به نظر شما، آیا سیستم پزشکی امروز توانسته است خود را از زیر سایه سنگین این امپراتوریهای مالی نجات دهد، یا هنوز هم سودآوری مهمتر از جان انسانهاست؟ نظرات خود را در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید.