بحران برج سیتی کورپ: راز فاجعه مرگبار در نیویورک

تابستان سال ۱۹۷۸ است. آسمان‌خراشی مدرن و خیره‌کننده در قلب منهتن نیویورک قد برافراشته که کمتر از یک سال از افتتاح آن می‌گذرد. اما مهندس سازه این بنای باشکوه، یعنی «بیل لومژوریه» (Bill LeMessurier)، به‌تازگی متوجه یک حقیقت وحشتناک شده است. این شاهکار مهندسی یک نقص کشنده دارد؛ وزش بادی با سرعت تنها ۱۱۰ کیلومتر بر ساعت می‌تواند باعث فرو ریختن کامل این برج در وسط نیویورک شود!

در آن زمان، بیش از ۲۰۰ هزار نفر در ساختمان‌های اطراف زندگی و کار می‌کردند و فصل طوفان‌های سهمگین تنها چند هفته با آن‌ها فاصله داشت. لومژوریه تنها کسی در جهان بود که این راز مرگبار را می‌دانست. او بر سر یک دوراهی تاریخی قرار گرفته بود: سکوت کند و امیدوار باشد فاجعه‌ای رخ ندهد، یا خطر نابودی اعتبار حرفه‌ای‌اش را به جان بخرد و برای نجات جان هزاران نفر دست به کار شود. در ادامه با ماجرای نفس‌گیر بحران برج سیتی کورپ همراه باشید.

عکس سیتی کورپ

تولد یک شاهکار با معماری عجیب و غریب

در دهه ۱۹۶۰ میلادی، غول مالی «سیتی کورپ» تصمیم گرفت شعبه مرکزی جدیدی در منهتن بسازد. آن‌ها یک بلوک کامل از شهر را خریدند، اما یک مشکل بزرگ وجود داشت: کلیسای تاریخی «سنت پیتر» که در یک گوشه از این زمین قرار داشت، حاضر به واگذاری ملک خود نبود.

توافق نهایی بسیار عجیب بود؛ سیتی کورپ پذیرفت که یک کلیسای جدید در همان نقطه بسازد و برج عظیم خود را دقیقاً در فضای بالای کلیسا معلق نگه دارد. برای این کار، آن‌ها نمی‌توانستند ستون‌های برج را در چهار گوشه آن قرار دهند. لومژوریه و تیم معماری به ایده جسورانه‌ای رسیدند: قرار دادن برج روی چهار ستون عظیم که نه در گوشه‌ها، بلکه در مرکز هر ضلع قرار داشتند!

عکس میراگر جرم تنظیم شده (TMD)

راهکار هوشمندانه: مهار باد و جاذبه

ساختن یک برج معلق روی چهار پایه مرکزی شبیه به این بود که پایه‌های یک صندلی را به جای گوشه‌ها، در وسط اضلاع آن قرار دهید؛ به‌شدت ناپایدار و لرزان. برای حل این مشکل، لومژوریه از سیستم بادبندهای شورون (V شکل) در نمای ساختمان استفاده کرد. این مهاربندهای فولادی عظیم، وزن ساختمان را به مرکز هر ضلع و در نهایت به پایه‌های اصلی منتقل می‌کردند.

از آنجا که این نوع اسکلت‌بندی باعث سبک شدن بیش از حد سازه و نوسان آن در برابر باد می‌شد، لومژوریه یک اختراع بی‌نظیر را وارد معماری ساختمان کرد: میراگر جرم تنظیم شده (TMD). یک بلوک بتنی ۴۰۰ تنی روی یک لایه روغن در بالاترین طبقه برج قرار گرفت که با حرکت ساختمان در جهت مخالف نوسان می‌کرد و لرزش‌ها را تا ۵۰ درصد کاهش می‌داد. هنگام افتتاح، این برج به‌عنوان یک «آکروبات‌بازی معماری» مورد ستایش جهانیان قرار گرفت.

عکس بادهای مورب

تماس تلفنی که سرنوشت را تغییر داد

همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه یک سال بعد، پیمانکار پروژه برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها (حدود ۲۵۰ هزار دلار)، پیشنهاد داد به جای جوشکاری مهاربندهای فولادی، از پیچ و مهره استفاده شود. تیم لومژوریه این تغییر را بی‌خطر دانست و تایید کرد.

مدتی بعد، یک دانشجوی مهندسی در تماسی تلفنی با لومژوریه، درباره مقاومت این ستون‌های عجیب در برابر «بادهای مورب» (بادهایی که به زاویه و گوشه‌های ساختمان می‌وزند، نه مستقیماً به نمای آن) سوال پرسید. این مکالمه ساده، جرقه یک فاجعه را در ذهن مهندس باتجربه روشن کرد.

عکس بحران برج سیتی کورپ

بحران برج سیتی کورپ: شمارش معکوس برای فروپاشی

لومژوریه پس از قطع تماس، محاسبات را دوباره و این بار برای بادهای مورب انجام داد. نتیجه وحشتناک بود! در بادهای قطری، فشار روی برخی از مهاربندهای فولادی تا ۴۰ درصد افزایش می‌یافت. اگر اتصالات جوشکاری شده بودند، مشکلی پیش نمی‌آمد، اما اتصالات پیچی به هیچ‌وجه تحمل این فشار مضاعف را نداشتند.

آزمایش‌های پیشرفته‌تر در تونل باد نشان داد که وضعیت از این هم بدتر است. بحران برج سیتی کورپ کاملاً جدی بود. اگر برق قطع می‌شد و سیستم میراگر جرم (TMD) از کار می‌افتاد، تنها یک طوفان با سرعت ۱۱۰ کیلومتر بر ساعت کافی بود تا اتصالات پیچی در طبقه سی‌ام پاره شوند و کل ساختمان مانند یک دومینو روی برج‌های اطراف فرو بریزد. احتمال وقوع چنین طوفانی در نیویورک، در هر سال ۱ به ۱۶ بود!

عکس پروژه فوق‌سری "سرین"

پروژه فوق‌سری “سرین” (Serene)

لومژوریه به جای فرار یا خودکشی (که به گفته خودش لحظه‌ای به آن فکر کرده بود)، حقیقت را به مدیران سیتی کورپ اطلاع داد. آن‌ها فوراً ژنراتورهای اضطراری برای بلوک بتنی تهیه کردند و یک طرح تخلیه ۱۰ بلوکی با همکاری صلیب سرخ آماده شد.

برای جلوگیری از وحشت عمومی و سقوط بازارهای مالی، یک عملیات کاملاً مخفیانه به نام «پروژه سرین» آغاز شد. هر شب پس از خروج کارمندان، تیمی از جوشکاران ماهر وارد ساختمان می‌شدند، دیوارها را می‌شکافتند و ورق‌های فولادی ضخیمی را روی اتصالات پیچی جوش می‌دادند. جالب اینجاست که در همان زمان، تمام روزنامه‌های نیویورک در اعتصاب بودند و هیچ رسانه‌ای نتوانست از این راز بزرگ پرده بردارد!

عکس طوفان "اِلا"

سایه وحشت طوفان “اِلا”

در اواسط آگوست و در حالی که تنها نیمی از جوشکاری‌ها تمام شده بود، اخبار هواشناسی خبر از نزدیک شدن «طوفان الا» (Hurricane Ella) با سرعت ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت به سمت نیویورک داد. پلیس در حالت آماده‌باش برای تخلیه صدها هزار نفر بود و لومژوریه تاریک‌ترین ساعات زندگی‌اش را می‌گذراند. اما در یک معجزه تاریخی، مسیر طوفان الا در آخرین لحظات به سمت دریا تغییر کرد و نیویورک از یک فاجعه قطعی نجات یافت.

تعمیرات مخفیانه ۶ هفته بعد با موفقیت به پایان رسید و ساختمان در برابر شدیدترین طوفان‌ها نیز ایمن شد.

عکس دایان هارتلی

معمای دانشجوی ناشناس

راز بحران برج سیتی کورپ تا سال ۱۹۹۵ مسکوت ماند تا اینکه مجله «نیویورکر» آن را افشا کرد. پس از آن، لومژوریه به عنوان قهرمان اخلاق مهندسی شناخته شد. اما آن دانشجوی ناشناس که با یک سوال، جان هزاران نفر را نجات داد که بود؟

سال‌ها بعد مشخص شد که دختری به نام «دایان هارتلی» پروژه‌ای درباره این ساختمان نوشته بوده است، اما او هرگز مستقیماً با لومژوریه صحبت نکرده بود. در سال ۲۰۱۱، مردی به نام «لی دکارولیس» ادعا کرد که او همان دانشجویی بوده که تماس را برقرار کرده است. با این حال، به دلیل مرگ لومژوریه در سال ۲۰۰۷، هویت دقیق این فرشته نجات برای همیشه در هاله‌ای از ابهام باقی ماند.

 

پرسش و پاسخ :

پرسش پاسخ دقیق و کامل
بحران برج سیتی کورپ چه بود؟ یک نقص کشنده در اتصالات مهاربندهای برج که به دلیل استفاده از پیچ به جای جوش، ساختمان را در برابر بادهای مورب به‌شدت آسیب‌پذیر کرده بود و خطر ریزش قطعی را به همراه داشت.
میراگر جرم تنظیم شده (TMD) چه نقشی در این برج داشت؟ یک بلوک بتنی ۴۰۰ تنی در بالاترین نقطه ساختمان بود که برای خنثی کردن نوسانات برج در برابر باد طراحی شد و در زمان بحران، تنها مانع موقت برای جلوگیری از فروریختن برج بود.
چرا نقص مهندسی این برج تا سال‌ها پنهان ماند؟ به دلیل ترس از وحشت عمومی مردم و سقوط ارزش سهام. مهندسان با استفاده از فرصت اعتصاب سراسری مطبوعات نیویورک، عملیات تقویت اتصالات را در تاریکی شب و به‌طور کاملاً مخفیانه انجام دادند.

عکس بحران برج سیتی کورپ

سخن پایانی :

داستان بحران برج سیتی کورپ، فراتر از یک اشتباه محاسباتی، یک کلاس درس بزرگ برای تعهد و اخلاق حرفه‌ای است. بیل لومژوریه با پذیرش اشتباه خود، به جای پنهان شدن، ایستاد و از بروز یکی از مرگبارترین فاجعه‌های تاریخ آمریکا جلوگیری کرد. امروز، اختراع او یعنی میراگر جرم تنظیم‌شده، در بلندترین برج‌های جهان مانند تایپه ۱۰۱ استفاده می‌شود و استانداردهای مهندسی را برای همیشه تغییر داده است.

به نظر شما، اگر اعتصاب مطبوعات در آن زمان اتفاق نمی‌افتاد و مردم متوجه احتمال ریزش برج می‌شدند، چه فاجعه‌ای در شهر نیویورک رخ می‌داد؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید!

 

آن را انتخاب کنید و Ctrl + Enter را فشار دهید.

نظر بدهید

آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهی برای نمایش وجود ندارد.
نظرات
    ما را دنبال کنید
    • فیس بوک
    • شبکه اجتماعی ایکس
    • اینستاگرام
    • واتساپ
    • تلگرام
    دسته بندی ها
    بارگذاری مقاله بعدی...
    در حال بارگذاری

    ورود در 3 ثانیه...

    ثبت‌نام در 3 ثانیه...

    همه فیلدها الزامی هستند.