رازهای روی کان: وکیل مرموزی که ترامپ را ساخت

سال ۲۰۱۸ است. در بحبوحه یک رسوایی بزرگ و در حالی که سایه تحقیقات سنگین روی دولت سنگینی می‌کند، رئیس‌جمهور در اتاق بیضی کاخ سفید به صندلی‌اش تکیه می‌دهد و سوالی می‌پرسد که هیچ‌کس در آن اتاق پاسخی برایش ندارد: «روی کانِ من کجاست؟»

این سوال عجیبی است. روی کان بیش از سه دهه پیش از دنیا رفته است. با این حال، دونالد ترامپ در یکی از بحرانی‌ترین لحظات ریاست‌جمهوری‌اش، نام وکیلی از دورانی دیگر را به زبان می‌آورد؛ مردی که در خاکستر دوران «مک‌کارتیسم» متولد شد و در دوران شکوفایی پس از جنگ نیویورک به قدرت رسید. اما چرا؟ روی کان چه چیزی به دونالد ترامپ آموخت که اثر آن تا دهه‌ها بعد در کاخ سفید باقی ماند؟

برای یافتن پاسخ، باید به سال‌ها قبل از ساخته شدن برج ترامپ، پیش از برنامه‌های تلویزیونی و قبل از آنکه نام ترامپ به یک برند جهانی تبدیل شود، بازگردیم. به لحظه‌ای که یک بسازبفروش جوان از محله کوئینز قدم به یک کلوب شبانه در منهتن می‌گذارد و با مردی آشنا می‌شود که به خوبی می‌داند قدرت در آمریکا واقعاً چگونه کار می‌کند.

عکس روی کان کیست؟

روی کان کیست؟ تولد یک دلال قدرت

روی کان مدت‌ها قبل از ترامپ وارد داستان‌های سیاسی آمریکا شده بود. او که در سال ۱۹۲۷ در نیویورک به دنیا آمد، تنها فرزند یک قاضی قدرتمند بود. کان باهوش و جاه‌طلب، خیلی زود در اوایل ۲۰ سالگی به یک دادستان فدرال تبدیل شد و در اوج دوران جنگ سرد، نقش کلیدی در پرونده جنجالی جاسوسی «جولیوس و اتل روزنبرگ» ایفا کرد.

اما نقطه پرتاب او به صحنه ملی، زمانی بود که به عنوان مشاور ارشد سناتور جوزف مک‌کارتی در جلسات ضدکمونیستی دهه ۱۹۵۰ فعالیت کرد. این جلسات که سیاه‌وسفید از تلویزیون پخش می‌شد، به یک نسل نشان داد که «اتهام‌زنی» به تنهایی می‌تواند یک سلاح کشنده باشد. سبک روی کان از همان زمان شکل گرفت: بی‌رحم، نمایشی و کاملاً بی‌تفاوت به مرز بین استدلال منطقی و ارعاب.

پس از سقوط مک‌کارتی، کان به نیویورک بازگشت و خود را بازآفرینی کرد. او دیگر یک مبارز عمومی نبود، بلکه به یک «کارچاق‌کن» و دلال قدرت در سایه تبدیل شد. لیست مشتریان او حالا شامل روسای مافیا، رهبران اتحادیه‌ها، مدیران شرکت‌ها و صاحبان رسانه می‌شد. اگر کسی به مجوز ساخت‌وساز، فرار مالیاتی یا ناپدید شدن یک مشکل حقوقی نیاز داشت، یکسره به دفتر روی کان می‌رفت.

عکس ترامپ و پدرش در یک کلوب شبانه خصوصی

دیدار سرنوشت‌ساز در کلوب شبانه

در سال ۱۹۷۳، دونالد ترامپ هنوز نماد تجملات منهتن نبود. او وارث جوان یک کسب‌وکار املاک خانوادگی در بروکلین و کوئینز بود که با یارانه‌های دولتی آپارتمان می‌ساخت. بحران زمانی آغاز شد که وزارت دادگستری آمریکا یک پرونده حقوق مدنی علیه شرکت ترامپ باز کرد و آن‌ها را به تبعیض نژادی علیه مستاجران سیاه‌پوست متهم کرد.

برای شرکتی که به برنامه‌های فدرال وابسته بود، این چیزی فراتر از یک خبر بد و در واقع تهدیدی برای بقای کسب‌وکارشان بود. یک شب، ترامپ و پدرش در یک کلوب شبانه خصوصی، روی کان را دیدند که در حال وقت‌گذرانی است. آن‌ها با برگه شکایت به سراغ او رفتند و پرسیدند: «چه کار باید بکنیم؟»

پاسخ روی کان فوری و قاطع بود: «تسلیم نشوید. از آن‌ها شکایت کنید!» او پیشنهاد کرد یک شکایت متقابل ۵۰۰ میلیون دلاری علیه وزارت دادگستری به اتهام افترا تنظیم کنند. استراتژی او ساده بود: دفاع را به حمله تبدیل کنید.

عکس سه قانون طلایی در مکتب روی کان

سه قانون طلایی در مکتب روی کان

ترامپ در این دوران، نه از طریق قراردادهای رسمی، بلکه با تماشای نحوه مدیریت بحران توسط روی کان، آموزش می‌دید. اصولی که او یاد گرفت، پایه‌های امپراتوری آینده‌اش را شکل داد:

  • قانون اول: هرگز هیچ‌چیز را نپذیر. حتی اگر با اسناد، شهادت‌ها یا عکس‌ها روبه‌رو شدی، غریزه اول باید انکار و سپس متهم کردن شخص اتهام‌زننده باشد.
  • قانون دوم: دادگاه یک صحنه تئاتر است. پرونده‌های حقوقی فقط درباره قانون نیستند؛ آن‌ها درباره تیتر روزنامه‌ها، اعمال فشار و خریدن زمان هستند.
  • قانون سوم: وفاداری فقط باید یک‌طرفه باشد. نهادها و سازمان‌ها صرفاً ابزار هستند. اگر یک قاضی یا روزنامه‌نگار طبق میل شما رفتار نکرد، باید اعتبار او را زیر سوال ببرید.

با اینکه پرونده تبعیض نژادی در نهایت با یک توافق حقوقی و الزام شرکت ترامپ به تغییر رویه‌ها پایان یافت، اما ترامپ یاد گرفت که در رسانه‌ها آن را به عنوان یک «پیروزی قاطع» جلوه دهد. نتیجه واقعی مهم نبود؛ مهم این بود که هرگز در انظار عمومی شکست‌خورده به نظر نرسی.

عکس هتل متروکه

از یک هتل متروکه تا تسخیر آسمان‌خراش‌ها

قدم بعدی نیازمند یک صحنه بزرگ‌تر بود و روی کان دقیقاً می‌دانست آن را کجا پیدا کند. «هتل کومودور»، یک ساختمان در حال تخریب در خیابان ۴۲ نیویورک، نماد شهری بود که در آستانه ورشکستگی قرار داشت. ترامپ ایده متفاوتی داشت: تبدیل این خرابه به «هتل گرند حیات» با نمای شیشه‌ای خیره‌کننده.

اما مشکل تامین مالی بود. اینجا بود که شبکه ارتباطات روی کان وارد عمل شد. با کمک او، ترامپ توانست یکی از بزرگترین معافیت‌های مالیاتی تاریخ شهر (یک معافیت ۴۰ ساله به ارزش صدها میلیون دلار) را دریافت کند. این قرارداد به یک الگو تبدیل شد: استفاده از یارانه‌های عمومی برای سودآوری خصوصی، تحت عنوان بازسازی شهری.

بازی با رسانه‌ها و ساختن یک توهم

قدرت در نیویورک فقط به ساختن ساختمان‌ها خلاصه نمی‌شد؛ بلکه به این بستگی داشت که چه کسی داستان شما را روایت می‌کند. خانه روی کان پاتوقی بود که در آن قضات، طراحان مد، روسای مافیا و ستون‌نویسان شایعات در کنار هم می‌نشستند. او ترامپ را به سردبیران و خبرنگارانی معرفی کرد که می‌توانستند یک معامله ملکی ساده را به یک حماسه جذاب در روزنامه‌ها تبدیل کنند.

ترامپ یاد گرفت که چگونه خبرنگاران را با نکات محرمانه، تملق و گاهی دروغ‌های محض تغذیه کند. هدف فقط شهرت نبود، بلکه ساختن یک «هاله قدرت» بود. در شهری که غرق در رسانه است، بلندترین صدا همیشه به عنوان حقیقت در ذهن مردم ثبت می‌شود.

سقوط یک امپراتور سایه‌ها

اما هر روشی تاوانی دارد. در اواسط دهه ۱۹۸۰، شانس به روی کان پشت کرد. پس از سال‌ها فرار از قانون، سرانجام در سال ۱۹۸۶ دادگاهی در نیویورک پروانه وکالت او را به دلیل فریبکاری، کلاهبرداری و سوءاستفاده از اموال موکلانش باطل کرد.

همزمان، کان درگیر بیماری مهلکی بود که از نام بردن آن وحشت داشت. او به ایدز مبتلا بود، اما در انظار عمومی سرسختانه اصرار داشت که سرطان کبد دارد. در دنیایی که این بیماری به شدت برچسب می‌خورد، او همان‌طور که در دادگاه‌ها رفتار می‌کرد، به انکار واقعیت چنگ زد.

هنگامی که قدرت استاد رنگ باخت، شاگرد عقب‌نشینی کرد. ترامپ وکلای دیگری استخدام کرد و به تدریج از کان فاصله گرفت. روی کان که همیشه وفاداری یک‌طرفه را تبلیغ می‌کرد، طعم تلخ رها شدن توسط بهترین موکلش را چشید و در آگوست ۱۹۸۶ در سن ۵۹ سالگی درگذشت.

عکس روی کانِ من کجاست؟

میراث شوم یک وکیل برای تاریخ آمریکا

اگر این داستان یک افسانه اخلاقی ساده بود، همین‌جا با بی‌آبرویی وکیل و عبرت گرفتن شاگرد به پایان می‌رسید. اما تاریخ به این سادگی نیست. قوانینی که روی کان آموزش داد، با او نمردند. آن‌ها به اتاق جلسات ترامپ، مذاکرات بانکی و در نهایت به زندگی سیاسی او منتقل شدند.

وقتی ترامپ در سال ۲۰۱۸ در کاخ سفید فریاد زد: «روی کانِ من کجاست؟»، او به دنبال یک حقوقدان مسلط به قانون اساسی نبود. او مردی را می‌خواست که به او یاد داده بود پاسخ فشار را با فشار متقابل بدهد؛ مردی که معتقد بود مشکلات قانونی صرفاً یک مشکل روابط عمومی هستند و حقیقت، چیزی است که قابلیت مذاکره دارد.

 

جمع بندی :

 

سوالات متداول (FAQ) پاسخ
روی کان که بود و چه نقشی در زندگی ترامپ داشت؟ روی کان یک وکیل جنجالی، مشاور سابق مک‌کارتی و دلال قدرت در نیویورک بود که در دهه ۷۰ میلادی به عنوان استاد و منتور دونالد ترامپ، به او استراتژی‌های تهاجمی در دادگاه، مذاکره و بازی‌های رسانه‌ای را آموزش داد.
چرا روی کان پروانه وکالت خود را از دست داد؟ در سال ۱۹۸۶، دادگاه نیویورک به دلیل تخلفات متعدد از جمله کلاهبرداری، فریبکاری، و سوءاستفاده مالی از موکلان، پروانه وکالت روی کان را برای همیشه باطل کرد.
استراتژی معروف روی کان در دادگاه‌ها چه بود؟ استراتژی اصلی او بر پایه سه اصل بنا شده بود: «هرگز تسلیم نشو»، «همیشه حمله متقابل کن و اتهام بزن» و «هیچ‌گاه اشتباهت را نپذیر حتی با وجود مدارک قطعی».

 

داستان روی کان و شاگرد معروفش، فراتر از یک روایت تاریخی ساده است. این داستان نشان می‌دهد که چگونه تاکتیک‌های تاریک دهه ۱۹۵۰ توانستند به شکلی بی‌نقص به بازار املاک دهه ۷۰، تیترهای جنجالی دهه ۸۰ و در نهایت به بحران‌های سیاسی قرن بیست‌ویکم منتقل شوند.

موفقیت همیشه چهره زیبایی ندارد؛ گاهی در پسِ آسمان‌خراش‌های درخشان، سایه سنگین توافق‌های پنهانی و تاکتیک‌های بی‌رحمانه پنهان شده است. به نظر شما، آیا در دنیای سیاست امروز، داشتن یک “روی کان” برای بقا الزامی است یا در نهایت به سقوط اخلاقی منجر می‌شود؟

آن را انتخاب کنید و Ctrl + Enter را فشار دهید.

نظر بدهید

آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهی برای نمایش وجود ندارد.
نظرات
    ما را دنبال کنید
    • فیس بوک
    • شبکه اجتماعی ایکس
    • اینستاگرام
    • واتساپ
    • تلگرام
    دسته بندی ها
    بارگذاری مقاله بعدی...
    در حال بارگذاری

    ورود در 3 ثانیه...

    ثبت‌نام در 3 ثانیه...

    همه فیلدها الزامی هستند.