
تصور کنید در نقطهای از تاریخ ایستادهاید که دشمن فکر میکند دستنیافتنیترین دژ نظامیاش در امنیت کامل است. روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، زمانی که ارتش عراق یورش ناجوانمردانه خود را به مرزهای ایران آغاز کرد، صدام حسین با غرور تمام قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را مقابل دوربینها پاره کرد. او با اطمینان میگفت که اروندرود و جزایر ایرانی متعلق به عراق است. اما نیروی هوایی ایران پاسخی برای این غرور در آستین داشت که در تاریخ جنگهای هوایی جهان بینظیر بود؛ پاسخی به نام عملیات کمان ۹۹ و پس از آن، شاهکار تکرارنشدنی عملیات اچ ۳.
اگر به داستانهای واقعی از شجاعت، نبوغ نظامی و فرارهای غیرممکن علاقه دارید، این ماجرای نفسگیر از تیزپروازان ایرانی را تا انتها بخوانید.

پس از حملات کوبنده اولیه ایران که با حضور ۱۴۰ فروند جنگنده بر فراز پایگاههای عراقی انجام شد، صدام حسین به شدت احساس خطر کرد. او برای در امان نگه داشتن ارزشمندترین بمبافکنها و جنگندههای خود، دستور داد آنها را به دورترین نقطه در غرب عراق، یعنی پایگاه هوایی الولید (معروف به اچ ۳) در نزدیکی مرز اردن و سوریه منتقل کنند.
هیچ کارشناس نظامی در جهان تصور نمیکرد که جنگندههای ایرانی بتوانند از عرض کشور عراق عبور کنند، خود را به غربیترین نقطه برسانند و سالم بازگردند. عراق خیالش کاملاً راحت بود؛ اما در پایگاه هوایی نوژه همدان، افسران ایرانی در حال طراحی نقشهای بودند که بیشتر به یک فیلم علمی-تخیلی شباهت داشت تا یک عملیات نظامی!

روز موعود فرا رسید. هشت فروند جنگنده اف ۴ (فانتوم) با حداکثر مهمات به فرماندهی سرگرد براتپور از پایگاه نوژه به پرواز درآمدند. برای اطمینان از موفقیت، نیروی هوایی یک پازل پیچیده و چندلایه را طراحی کرده بود:

یکی از عجیبترین بخشهای عملیات اچ ۳، مسیر حرکت فانتومها بود. آنها پس از سوختگیری بر فراز دریاچه ارومیه، در ارتفاع بسیار پایین (حدود ۵۰ متری از سطح زمین) از روی کوهستانهای مرزی ترکیه و عراق عبور کردند. پرواز با سرعت سرسامآور در چنین ارتفاعی نیازمند مهارت فوقالعادهای است؛ تا جایی که خلبانان حاضر در عملیات، آن را به «اسکی کردن روی برف» تشبیه کردهاند.

در حالی که پدافند ارتش عراق در سراسر مرزها منتظر جنگندههای ایرانی بود، فانتومها از روی خط مرزی سوریه و عراق به بالای سر پایگاه الولید رسیدند. پرسنل پایگاه که در خواب غفلت بودند، ناگهان خود را در میان جهنمی از آتش دیدند.
فانتومها با دقتی بینظیر هواپیماهای پارکشده، رادارها و تجهیزات ضد هوایی را به خاکستر تبدیل کردند. نتیجه این حمله چنان سنگین بود که نیروی هوایی عراق تا سالها نتوانست کمر راست کند و همین ضربه مهلک، راه را برای پیروزیهای زمینی ایران از جمله آزادسازی خرمشهر هموار کرد.

در مسیر بازگشت، یکی از فانتومها مورد اصابت پدافند قرار گرفت و به دلیل آسیبدیدگی شدید، مجبور شد در یک پایگاه متروکه به نام «پالمیرا» در خاک سوریه فرود بیاید. همه خلبانان دیگر سالم به ایران بازگشتند، اما این فانتوم آسیبدیده به یک معمای بزرگ تبدیل شد: چگونه میتوان این هواپیما را از قلب خاورمیانه به ایران بازگرداند؟
اینجا بود که نام یکی از بزرگترین نوابغ پروازی جهان به میان آمد: سرتیپ محمود اسکندری.

شرکت مکدانل داگلاس (سازنده جنگنده فانتوم) و کارشناسان غربی، محمود اسکندری را بهترین خلبان اف ۴ در جهان میدانند. او مرد مأموریتهای غیرممکن بود. از انهدام پل استراتژیک عراقیها در خرمشهر که منجر به اسارت ۴۰ هزار نیروی دشمن شد، تا بمباران پالایشگاه «الدوره» بغداد به همراه شهید عباس دوران؛ کارنامه او پر از شگفتی است.
در ماجرای بغداد، اسکندری با جسارتی مثالزدنی دیوار صوتی را در ارتفاع بسیار پایین بر فراز شهر بغداد شکست تا به صدام ثابت کند آسمان عراق هیچگاه امن نیست.

تیمی از مهندسان زبده نیروی هوایی به سوریه اعزام شدند و پس از ۴ ماه تلاش شبانهروزی و تعویض موتورها، فانتوم جامانده را سر پا کردند. حالا محمود اسکندری و خلبان کابین عقب او (محمد جوانمردی) با پاسپورتهای توریستی وارد دمشق شده بودند تا پرنده زخمی را به خانه برگردانند.
صدام حسین که ماجرا را فهمیده بود، تمام پدافند خود را در مرزهای ترکیه و سوریه مستقر کرد تا این هواپیما را ساقط کند. اما اسکندری با یک نبوغ ذاتی، نقشهای کشید که هیچ عقل سلیمی به آن فکر نمیکرد!
او پس از یک سوختگیری دلهرهآور و کاملاً بیسیم از تانکر سوخترسان در آسمان سوریه، به جای حرکت از مرزهای شمالی، هواپیما را در ارتفاعی بسیار پایین دقیقاً به سمت مرکز خاک عراق کج کرد! او از کنار بغداد و پایگاههای اصلی دشمن عبور کرد. پدافند عراق که تمام حواسش به مرزها بود، حتی متوجه عبور این فانتوم از بالای سرشان نشد. اسکندری خود را به کوههای ایلام رساند، سوختگیری کرد و در نهایت آرامش در پایگاه همدان فرود آمد.
گفته میشود صدام پس از شنیدن خبر بازگشت این جنگنده به ایران، از شدت خشم یکی از فرماندهان پدافند خود را اعدام کرد.
| پرسش | پاسخ دقیق |
|---|---|
| عملیات اچ ۳ در چه تاریخی انجام شد؟ | این عملیات تاریخی در روز ۱۵ فروردین سال ۱۳۶۰ توسط ۱۴۰ فروند جنگنده نیروی هوایی ایران با موفقیت کامل انجام گرفت. |
| هدف اصلی در عملیات اچ ۳ چه بود؟ | هدف، انهدام دهها بمبافکن و جنگنده عراقی بود که صدام آنها را برای در امان ماندن به دورترین پایگاه خود (الولید) در مرز اردن و سوریه منتقل کرده بود. |
| کدام خلبان فانتوم آسیبدیده را از سوریه به ایران بازگرداند؟ | سرتیپ خلبان محمود اسکندری به همراه خلبان محمد جوانمردی توانستند این فانتوم را با عبور مخفیانه از مرکز خاک عراق به ایران بازگردانند. |
عملیات اچ ۳ تنها یک حمله نظامی نبود؛ بلکه نمادی از هوش، برنامهریزی دقیق و شجاعت بینظیر خلبانان ایرانی بود. قهرمانانی مانند محمود اسکندری ثابت کردند که حتی پیشرفتهترین تجهیزات پدافندی جهان در برابر اراده و تخصص یک انسان جسور ناکارآمد است. متأسفانه سرتیپ اسکندری پس از سالها افتخارآفرینی، در سال ۱۳۸۰ و در سن ۵۱ سالگی بر اثر یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داد؛ اما نام او برای همیشه در تاریخ هوانوردی جهان ثبت شد.
به نظر شما در میان تمامی قهرمانان خاموش جنگ، داستان کدام شخصیت پتانسیل تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی در سطح جهانی را دارد؟ نظرات خود را برای ما بنویسید!